تبليغاتX
سینماسینماست
بهترین فیلم های ایرانی و خارجی
 

 زودياك                                                          ZODIAC

   

 

   زودياك جديد ترين فيلم ديويد فينچردر جشنواره كن به نمايش در آمده است .كارگرداني كه حس تعليق در تمامي فيلم هايش موج مي زند. اولين فيلمي كه من از فينچر ديدم فيلم بازي بود فيلمي كه در كل داراي تعليق است و بناي فيلم برآن نهاده شده است وهمچنين فيلم هفت كه جزو شاهكارهاي سينماي جنايي است و فيلمهاي ديگر اين كارگردان مثل باشگاه مشت زني واتاق وحشت كه هركدام جزو فيلم هاي خوب سينماي جهان هستند . حال فينچر با فيلم جديد خود زودياك به صحنه ي سينماي جهان آمده و باز هم سراغ ژانر جنايي رفته و يكي از داستانهاي هولناك قتلهاي زنجيره اي امريكا را دستمايه ي فيلم جديد خود قرار داده است .اين فيلم بر اساس كتابي نوشته ي رابرت گري اسميت، كه به بيان نظريات وي درمورد جريان قتلهاي زودياك در بين سالهاي1969تا 1991 مي پردازد،ساخته شده است.فيلم زودياك به منبع خود وفادار بوده و به همين دليل از نظريه ي گر اسميت در مورد قاتل بودن آرتور لي آلن طرفداري مي كند.داستان فيلم به بيان قتلهاي از روي برنامه يك قاتل و تلاش هاي پليس براي پيداكردن قاتل توسط دو كارگاه كاركشته خود به نامهاي ديويد و بيل و همچنين به بررسي و پيگيري خبرنگاراني چون گري اسميت مي پردازد و در ادامه معطوف به نظريات گري اسميت شده و دغدغه هاي ذهني او را به تصوير كشيده و قاتل را از نگاه او به بيننده معرفي مي كند .هرچند كه هرگز قاتل اصلي اين قتلها شناسايي نشده است ولي فيلم آرتور لي آلن را به عنوان قاتل به بيننده معرفي ميكند كه اين برگرفته از ذهنيات نويسنده ي منبع ساخت فيلم يعني گري اسميت است.در هرحال زودياك فيلم خوبي در ژانر جنايي محسوب ميشود كه اگر كند شدن روند فيلم در بخشهاي مربوط به گري اسميت نبود ميتوانست در كارنامه كاري ديويد فينچر بدرخشد ولي با اين حال نمي توان آن را از آثار برتر كارنامه ي كاري فينچر به حساب آورد.

كارگردان:ديويد فينچر .بازيگران: جك جيلنهال ،مارك رافالو ،رابرت داوني جونيور ،آنتوني ادواردز و درموت مالروني .

*با عرض معذرت از دوستاني كه در اين 2 ماه به وبلاگ سرزده بودن و با مطالب قديمي مواجه شده بودن بايد عرض كنم يك مدت خيلي گرفتارم و فشار درسي آنقدر زياد شده كه ديگه وقت سرزدن به وبلاگ و جواب دادن محبت دوستان هم از من سلب شده اميدوارم بتونم پس از پايان اين دوره دوباره بانظم بيشتري در خدمت دوستان باشم .احتمالا تا پايان تير ماه آپ ديگه اي نداشته باشم كه پيشاپيش از دوستان عذر خواهي ميكنم .

*به اميد موفقيت همه دوستان.

|+| نوشته شده توسط صالح کاظمی در دوشنبه هفتم خرداد 1386  |
 

آخرين پادشاه اسكاتلند          THE LAST KING OF SCOTLAND

 

 

در اسفند ماه و ايام نوروز فيلم هاي زيادي ديدم كه اگه مي خواستم درمورد هركدوم مطلبي بنويسم بايد هر روز وبلاگ رو آپ مي كردم كه از اين براي من كه كمي تا قسمتي تنبل هستم چندان كار راحتي نبود براي همين تصميم گرفتم در مورد فيلم هايي كه كمتر به اونها پرداخته شده و البته به مرور زمان بنويسم.

فيلم آخرين پادشاه اسكاتلند فيلمي است كه به تعريف تاريخ و نوع زندگي يك ديكتاتور مي پردازه و به لطف بازي عالي فارست ويتاكر تونستش كه يكي از مهمترين اسكارها رو از آن خود كنه .فيلم نه درمورد كشور اسكاتلند بلكه به توصيف زندگي عيدي امين ديكتاتور كشور اوگاندا ميپردازه كه ربطش به كشور اسكاتلند از ارتباط او با يك پزشك اسكاتلندي نشات ميگيره.فيلم از نمايش زندگي پزشكي به نام نيكلاس كاريگان در اسكاتلند شروع شده و مارا از تصميم او براي مهاجرت به كشور اوگاندا مطلع مي سازد البته نوع انتخاب كشور اوگاندا هم جالبه (استفاده از روش انگشت گذاري بر روي يك كره جغرافيايي).پس از مهاجرت و شروع به كار كاريگان در اوگاندا كه با معالجه مردم اوگاندا همراه است .او كه به همراه همكارش براي تماشاي سخنراني امين رفته است در راه بازگشت براي معالجه امين ،كه در حين تصادف مجروح شده است،برده ميشود و پس ازمعالجه كاريگان مورد توجه امين قرار ميگيرد و به عنوان پزشك امين استخدام مي شود و او كه به كاخ امين برده شده است به معاشرت با نزديكان او مي پردازد و اين البته پايان كار نيست و امين كه روزي محبوب مردم بوده دچار تغيير حالت ميشود و سوظن او باعث درگيري او با كاريگان ميگردد.فيلم از لحاظ داستان با ريتمي خوب پيش ميرود و نشان دادن زندگي يك ديكتاتور را به خوبي به نمايش مي گذارد كه البته بيشتر اين موفقيت به بازي خوب ويتاكر در نقش امين مي باشد.البته بازي ديگر بازيگران فيلم هم در سطح خوبي قراردارد.فيلم آخرين پادشاه اسكاتلند توسط كوين مك دونالد ساخته شده است و فيلمنامه آن توسط پيتر مورگان و جرمي از روي رماني به قلم ژيل فودن اقتباس شده است.

كارگردان:كوين مك دونالد.بازيگران : فارست ويتاكر،جيمزمكاوي ، كري واشينگتن،گيليان اندرسن و سيمون مك برني.فيلمنامه : پيترمورگان و جرمي براك /.

|+| نوشته شده توسط صالح کاظمی در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386  |
 

تاراج فرهنگ چند هزار ساله (ازماست كه برماست)

 

وقتي فيلم اسكندر اليور استون با زيرنويس فارسي به دستم رسيد گفتم :خوب ، امشب يه فيلم خوب ميبينم سي دي اول هنوز تموم نشده بود كه از ديدن فيلم پشيمون شدم و بقيه فيلم روهنوزهم تا حالا نديده ام .چند وقت پيش هم فيلم يك شب با پادشاه به دستم رسيد وفيلمي درمورد يك زن يهودي كه به همسري خشايار شاه در مي آد و منجي بشريت ميشه!!!!باز هم حالم گرفته شد و خودم رو سرزنش كردم كه چرا بايد بشينم چنين چيزمزخرفي روكه به گذشته ملت ايران توهين ميكنه رو ببينم.حالا هم كه خبر پخش فيلم 300 همه جا پيچيده و احتمالا از كم وكيف اون با خبر شده ايد(فيلمي برگرفته از يكي از كميك بوكهاي مارول كه به سبك شهر گناه ساخته شده است و قوم ايران را به طرز وحشيانه اي بد جلوه داده است).فقط ميشه تاسف خورد كه چرا و به خاطر چه چيزي به اين راحتي به تحريف تاريخ پرداخته ميشه ، شايدبراي بد جلوه دادن قوم ايران و زمينه سازي براي يك جنگ نظامي وشايد براي فروپاشي فرهنگي و از بين بردن اعتبار ايرانيان در مقابل افكار عمومي.در هر حال درملعون بودن امريكا شكي نيست كه با هر حربه اي به مبارزه با مخالفانش مي پردازه و از هيچ كوششي براي بد نام كردن اون فروگذارنيست.

واما...هميشه بايد يه اتفاقي بيفته تا ملت و البته مسئولان بفهمند كه اي داد يه جاي كار مي لنگه و كوتاهي انجام شده مصداقش هم روند ساخت و ساز در ايران است كه تا يه زلزله با تلفات ميليوني در تهران پيش نياد هيچ كسي به فكر ساختمان هاي فاقد مقاومت لازم در تهران نمي افته وجالبه دست رو دست گذاشتيم تا اين اتفاق بيفته.و حالا درمقوله فرهنگي به مسئله رسيده ايم كه چرا امريكا مياد و فيلمي ميسازه كه تاريخ تمدن ما رو زير سئوال ميبره ودر اين زمينه از نگاه من بايد مسئولان فرهنگي پاسخگو باشند چون خود ما هنوز با تاريخ و گذشته كشورمان آشنايي زيادي نداريم چه برسد به مردم ديگر نقاط جهان .مسئولان بايد بگويند كه براي شناساندن تاريخ تمدن ايران در درجه اول به مردم ايران ودردرجه دوم به مردم جهان ،به جز انتشار چند جلد كتاب با تيراژپايين و برگزاري سمينارهايي كه فقط عده اي قليل را در برميگيرد ويكي دو مورد ديگرنه چندان قابل ذكر،چه تلاشهايي را انجام داده اند؟من شخصا از تاريخ جزكتابهاي فاقد كيفيت و جذابيت دوران تحصيل كه به جاي جلب كردن به آشنايي با زندگي نياكان هميشه باعث انزجارمون ميشدن و چند جلدكتاب كت كلفت كه با زبان غير قابل فهمي با اصطلاحات فراوان عربي كه هيج وقت جرات طرف شدن با اونها رو نداشتم و...همين در واقع هرچي فكركردم درمورد تاريخ چيز ديگه اي به نظرم نمي رسه .چرا در اين 19 -20 سال بعد جنگ كه به قولي دوره سازندگي بود كاري براي آشنايي مردم با تاريخ كشور انجام نگرفته باز خداپدر گذشتگان فرهنگي ايران روبيامرزه كه يه چيزايي براي عرضه كردن گذاشته اند كه بشه با تكيه بر اونها به آينده اميدوار بود.مسئولان اولا بايد ابتدا به فكر اوضاع فرهنگي كشور ودر ثاني به فكر عرضه آبرومند و گسترده فرهنگ چندهزار ساله كشور به مردم جهان باشند تا اينطور مورد تحريف واقع نشود.بايد توجه شود كه برگزاري سمينار با وجود حضور دانشمندان و تاريخشناسان سراسر جهان هم كه باشد باز در مقابل صنعت سينما كه جمعي چندين ميليوني و گاها ميلياردي را در برميگيرد چندان قابل توجه نيست و بايد اين معرفي فرهنگي عموميت پيدا كند تا بتواند در مقابل اين هجمه مقاوم باشد.به اميد روزي كه با عرضه محصولي در سطح جهاني و با زبان روز دنيا باعث شناساندن تمدن نيكوي كشورمان به جهانيان شويم.

در عين حال ميتوان با اعتراضيه ای به اين رفتار جواب داد و باتشكر ازدوستانم وحيد و مريم كه از طريق وبلاگ آنها بانوع اعتراضيه آشنا شدم:

اعتراضيه : قراردادن لينك بمب گوگل كه هر چه تعدادلينك ها بيشتر گردد اين بمب در صدر فهرست گوگل قرارميگيرد.

فيلم ملعون 300

ويك اعتراضيه ديگر گروه مترجمان كاردان اقدام به ايجاد يك فروم كرده است كه هركس ميتواند نظر خود را درمورد فيلم ملعون 300 در اين فروم قرار دهد .از دوستان وبلاگ نويس درخواست ميشود پيوند اين فروم را در وبلاگ خود قراردهند.

فروم گروه مترجمان كاردان

  

|+| نوشته شده توسط صالح کاظمی در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385  |
 

باعرض پوزش به دليل اينكه يك مدتي نبودم و نتونستم به وبلاگ دوستان سري بزنم .در اين مدت اتفاقات زيادي افتاد از ماجراهاي جشنواره فجركه فكر نكنم زياد احتياجي به توضيح داشته باشه و اينكه مراسم اسكار هم نزديكه.من در اين مدت گرفتار جابه جايي بودم كه هنوز هم چندان به آرامش كامل نرسيدم از فيلم هاي هم كه اسم بردم هنوز هيچكدوم رو نديدم ولي احتمالا تا يكي دو روزه ديگه يكسري از اين فيلم ها به دستم برسه.با وجود گرفتاري از ديدن فيلم چندان دونبودم در بين فيلم هايي كه ديدم به شرح دو فيلم امتياز نهايي وودي آلن و مترجم سيدني پولاك ميپردازم .

امتياز مسابقه                                            Match Point

نويسنده و كارگردان:وودي آلن.بازيگران :اسكارلت جوهانسون- جاناتان رايس مه يرز-اميلي مورتيمور- متيو گود- برايان كاكس- پنه لوپ ويلتون-ايون برمنر.محصول 2005

فيلم امتياز مسابقه كه در سال 2005 توسط وودي آلن نوشته و ساخته شده است را ميتوان در ژانر درام جنايي قرارداد.داستان فيلم در مورد تنيسوري به نام كريس است كه توسط تام هيويت جهت آموزش تنيس به استخدام در مي آيد و كريس كه فردي فرصت طلب است در شركت پدر تام شروع به كاركرده و با كلوئه خواهر تام ازدواج مي كند.در عين حال او به نولا نامزد سابق تام علاقه مند پيدا مي كند و اين در آينده باعث ايجاد روابطي بين او و نولا مي گردد و ماجراي فيلم كه تا اينجا به يك كمدي رومانتيك شبيه است پس از با خبرشدن كريس و نولا از حامله بودن او شكل تازه اي پيدا ميكند اين در حالي است كه در زندگي كريس و كلوئه بچه دار نشدن آنها به غم بزرگي تبديل شده است .اعمال فشارهاي نولا به كريس باعث شكل گيري تراژدي فيلم مي گردد كه در آن كريس با تفنگ شكاري اقدام به كشتن نولا ميكند و در اين بين پيرزن همسايه نولا را نيز به قتل مي رساند .صحنه پاياني فيلم نگاه توام با حسرت كريس به بچه تازه متولد شده تام است.

فيلم امتياز مسابقه به گفته خود وودي آلن بهترين فيلم اوست با توجه به بازي هاي خوب اسكارلت جوهانسون وجاناتان رايس مه يرز و ديگر بازيگران فيلم در بين فيلم هاي خوب تراژيك قرار ميگيرد .از نكات قابل اشاره اين فيلم تغيير لوكيشن فيلم از نيويورك به اروپاست كه باعث اعمال تغييراتي در طرح فيلم توسط وودي آلن است.

 

 مترجم                                                  The Interpreter                       

فيلم مترجم ساخته ي سيدني پولاك فيلمي سياسي است با پيامي ضد خشونت براي مردم جهان در مقابله با حكومت هاي زورگو.داستان فيلم در مورد مترجمي به نام سيلويا بروم با بازي نيكول كيدمن است كه داراي تباري آفريقايي است و در كشوري به نام موتوبو بزرگ شده است .و حال به كار مترجمي در سازمان ملل مشغول است.او بر حسب اتفاق متوجه يك توطئه در سازمان ملل و برعليه حاكم ديكتاتور كشور موتوبو به اسم ادموند زوواني، كه پدرومادر و خواهرش توسط عوامل او كشته شده اند، مي شود.او به طور ناخواسته شنونده صحبت هاي دومرد مي شود كه در مورد ترور زوواني در هنگام حضور او در صحن سازمان ملل با يكديگر صحبت مي كردند وآنها نيز متوجه حضور او ميشوند .سيلويا مسئولين امنيتي را از اين اقدام مطلع مي كند و دو مامور سرويس مخفي به نام هاي توبين كلربا بازي شان پن و دات وودزبا بازي كاترين كي نير مامور رسيدگي به موضوع ميشوند.توبين كه ابتدا به سيلويا به دليل مخالفتش با دولت زوواني ظنين ميشود پس از آنكه متوجه در خطر بودن جان سيلويا ميشودبه اونزديكتر شده و مسئوليت محافظت از او رامي پذيرد.سيلويا پس از با خبر شدن قتل زولا ،يكي از رهبران مردمي كشور موتوبو كه قبلا به او علاقه مند بوده است، ومفقود شدن برادرش ، كومان كومان ديگر رهبرمردم موتوبو را مسبب قتل زولادانسته و به ملاقات او مي رود تا با از مكان برادرش با خبر گردد كه در اين ملاقات با ترور كومان كومان توسط همان عوامل كه قصد جان سيلويا را دارند بي نتيجه باقي ميماند و با مرگ كسي كه خبر مرگ زولا را به او داده است او پي به كشته شدن برادرش ميبرد و براي گرفتن انتقام از زوواني تصميم به ترور او ميگيردكه با مداخله ي توبين از اين كار منصرف ميشود.داستان جذابي كه با بازي هاي خوب بازيگران و كارگرداني خوب كارگردان كهنه كاري مثل سيدني پولاك به يك اثر خوب تبديل بشود.فيلم مترجم اولين فيلمي است كه در صحن سازمان ملل ساخته شده است و توسط سازمان مورد همايت قرارگرفته است.از نكات قابل اشاره فيلم مي توان به فيلمبرداري فيلم توسط داريوش خنجي اشاره نمود.

*اصلاحیه جهت دوستانی که دنبال منابع مطالب هستند : مصاحبه وودی آلن  چاپ شده در صفحه ۴۷ شماره ی ۱۵۵مجله ی دنیای تصویر. 

|+| نوشته شده توسط صالح کاظمی در جمعه چهارم اسفند 1385  |
 

کوکب سياه                                                  The Black Dahlia

كوكب سياه تازه ترين اثر برايان دي پالما سازنده فيلم هاي چون صورت زخمي و تسخيرناپذيران از هفته آخر شهريور امسال در سينماهاي امريكا به نمايش درآمد اين فيلم نوآر چندان مورد توجه منتقدان واقع نشده ومتهم به اغراق و زياده روي در سبك فيلم هاي نوآر شده است ولي در هر حال من كه از ديدن فيلم لذت بردم .هرچند نتوان آن را جزو بهترين فيلم ها در سبك نوآر به حساب آورد ولي نمي توان از تجربه كاري دي پالما به اين راحتي گذشت . فيلم از روي نوول كوكب سياه كه براساس يك ماجراي جنايي واقعي توسط جيمز الروي ،كه داستان هاي ديگرش دستمايه ساخت فيلمهاي هفت و محرمان لس آنجلس قرار گرفت ، نوشته شده و گفته ميشود كه قراربوده كوكب سياه رو هم ديويد فينچر به فيلم برگردونه كه اين امر ميسر نشده و دي پالما به سراغ آن رفته است.داستان فيلم در مورد مامور پليسي به نام باكي است كه قبلا بوكسور بوده و بايكي از حريفانش به نام لي در اداره پليس همكار ميشود و رابطه دوستي بين آنها شكل ميگيرد،لي با دختري به نام كي ليك زندگي ميكند .آنها مامور ميشوند در مورد پرونده ي قتل اليزابت شورت معروف به كوكب سياه بازيگر فيلم هاي سكسي كه به طرز فجيعي به قتل رسيده است تحقيق كنند .در ادامه ماجرا درگيري  با بابي دوويل به خاطر مسايل گذشته او وكي صورت ميگيرد که منجر به كشته شدن لي توسط فرد ناشناسي مي گردد و ماجرا وارد فاز جديدي ميشود.همه شخصيت هاي فيلم داراي پيچيدگي خاصي هستند كه اين باعث انتقاد منتقدان از زياده روي دي پالما شده است.

-كارگردان :برايان دي پالما .بازيگران :جاش هارتنت،آرون اكهارت،اسكارلت يوهانسون ،هيلاري سوانك ،ميا كرشنر.

|+| نوشته شده توسط صالح کاظمی در چهارشنبه سیزدهم دی 1385  |
 سيرياناSYRIANA

تازگي ها فيلم سيريانا رو ديدم ،فيلمي از استيون گيگان فيلمنامه نويس فيلم قاچاق سودربرگ ،كه دومين ساخته گيگان درمقام كارگردان است .اين فيلم با بازي جورج كلوني و مت ديمن از روي كتاب خاطرات رابرت بائر ساخته شده است كه نمايشگر داستان هايي موازي در مورد جنگ نفت و نقش آمريكا در خاورميانه است. فيلمي كه به ماجراهاي پشت پرده ي سياست مي پردازد .اين فيلم يك اعتراضيه به سياست هاي غلط رهبران آمريكا در رابطه با خاورميانه و راه اندازي جنگ افغانستان وعراق است .خارج از مسائل سياسي و داستان فيلم ميتوان به بازي هاي خوب بازيگران فيلم اشاره كرد ،بازي جرج كلوني درنقش جاسوس امريكايي آنقدر خوب بود كه جايزه نقش دوم مرد اسكار 2006 را از آن اوكردوهمچنين ميتوان به بازي خوب مت ديمن در اين فيلم اشاره نمود در كل فيلم سيريانا فيلم قابل توجه اي در تم فيلم هاي سياسي است. ازنكات قابل توجه فيلم سكانسي است كه در تهران اتفاق مي افتد و از يك پارتي شروع و با نشان دادن مغازه اي كه دلال هاي اسلحه به مبادله پرداخته و سكانس با انفجار بمب در خيابان به پايان ميرسد .البته اين سكانس بايد در يكي از كشورهاي آسيايي گرفته شده باشدولي چندان شبيه تهران نيست (پلاك ماشين ها با رنگ كامل زردنشان داده شده است) ولي براي مخاطب آمريكايي كه شناختي از تهران ندارد قابل تشخيص نيست و شايدبه همين دليل كارگردان وارد جزييات نشده است.

|+| نوشته شده توسط صالح کاظمی در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385  |
 روتوسكوپي چيست؟

فيلم اسكنر تاريك نگر روكه ديدم خواستم مطلبي در مورد فيلم بنويسم بنابراين مطلبي در مورد فيلم جمع آوري كردم و در وبلاگ قراردادم.روش ساخت فيلم به صورتي بود كه مشتاق شدم مطلب بيشتري درباره اين تكنيك و نوع ساختش پيدا كنم بهمين خاطر در سايت ها و مجلات دنبال مطلبي در مورد اين روش گشتم ويك مطلب كامل درمورد فيلم اسكنر تاريك نگر و روش كاري روتوسكوپي در مجله دنياي تصوير پيدا كردم تصميم گرفتم مطلب مربوط به روش روتوسكوپي رو تايپ كرده و در وبلاگ قرار بدم :

تعريف :روتوسكوپي تكنيكي است كه انيماتورها در آن حركات فيلم زنده را فريم به فريم كپي ميكنند.در واقع در اين شيوه تصاوير فيلم زنده روي يك پرده ي مات بازتابيده شده و به وسيله ي انيماتور ها دوباره ترسيم مي شود .تجهيزات مورد استفاده در اين كار روتوسكوپ نام دارد .(اين تعريف كلاسيك روتوسكوپ است كه در فيلمي مانند اسكنر تاريك نگر اين تكنيك توسط يك نرم افزار به نام روتوشاپ صورت ميگيرد.

تاريخچه:اين تكنيك نخستين بار به وسيله ي مكس فلايشر در مجموعه ي انيميشني خارج از دوات كه در سال 1914 ساخته شد،مورد استفاده قرار گرفت .فلايشر بعدتر اين شيوه را براي شماري ديگر از كارتون هايش نيز به كارگرفت كه مهمترين شان رقص كب كاووي در سه قسمت از كارتون هاي بتي بوپ در اوايل دهه ي 1930 ومتحرك سازي شخصيت گاليور بود.پس از فلايشر والت ديزني از اين روش در كارهايش مانند نقش پرنس انيميشن سفيد برفي و هفت كوتوله استفاده كرد .رالف بكشي در دهه ي 70 از اين تكنيك به فراواني در انيميشن هاي جادوگران (1977)و سالار حلقه ها (1978)استفاده كرد .اسموكينگ كار پروداكشنز در سال 1994 براي توليد بازي ماجراجويانه ي قطار سريع السير قطبي فرآيند روتوسكوپي ديجيتال را پديد آورد كه در همان سال جوايزي نصيب آن ساخت . ريچارد لينكليتر در سال 2000 با استفاده از تكنيكي مشابه از روتوسكوپي ديجيتال براي خلق تصاوير سوررئال فيلم زندگي مواج (زندگي بين خواب و بيداري) بهره گرفت و اكنون آن را براي اسكنر تاريك نگر بكار برده است. اونخستين كارگرداني است كه از روتوسكوپي ديجيتال براي خلق يك فيلم بلند استفاده نموده است .افزون بر موارد بالا يك شركت تبليغاتي به سرپرستي چالز شواب بين سالهاي 2005و2006 از روتوسكوپي براي يك مجموعه تلويزيوني با عنوان باچاك صحبت كن استفاده كرد.

تكنيك : روتوسكوپي روشي است كه بارها براي خلق جلوه هاي مناسب استفاده شده است و بايد گفت اين تكنيك صرفه جويي ارزشمندي در زمان مي كند .در فيلم هاي زنده نيز براي خلق جلوه هاي ويژه از اين روش استفاده ميشود كه از كالسيك ترين موارد روتوسكوپي در فيلم هاي اوليه جنگ هاي ستاره اي بود كه از آن براي خلق جلوه هاي درخشيده شميشير هاي ليزري استفاده شد.

مواردي از روتوسكوپي:

فيلم هاي انيميشن:سفيد برفي و هفت كوتوله ،كارتون هاي سوپرمن دهه ي 1940،زير دريايي زرد،سالار حلقه ها،تيتان اي .اي،آناستازيا ، داستان كودك (ازمجموعه انيماتريكس)

فيلم هاي زنده : خوب بد زشت (سكانس عنوان بندي)،جنگ هاي ستاره اي ، ترون ،چه كسي براي راجر رابيت پاپوش دوخت؟،زندگي بين خواب و بيداري، وضعيت دلتا،بيل رو بكش جلد 1 ،اسكنر تاريك نگر.

بازي هاي كامپيوتري : قطار سريع السير قطبي ، شاهزاده ي ايراني، كارته كا، دنيايي ديگر ، بازگشت به آينده :در جستجوي هويت ، بلك تورن.

ويدئو موزيك ها : سرنوشت (زيرو سون )‌، مرا بپذير(آها) ، پول مفت ( داير استريتس) ، خط مقدم‌ (پيلار).

ماخذ :شماره ي162 مجله دنياي تصوير.

|+| نوشته شده توسط صالح کاظمی در دوشنبه سیزدهم آذر 1385  |
 

 يك اسكنر تاريك نگر                                       A SCANNER DARKLY

     انيميشن يك اسكنر تاريك نگر كه جزء نامزدهاي ابتدايي اسكار بهترين انيميشن است توسط ريچارد لينكليتر و براساس اقتباس از نوولي به قلم فيليپ ك. ديك ساخته شده است اين نوول كه مانند ديگر آثار نويسنده داستاني روانشناسانه را روايت مي كند كه داراي وجه منتقدانه اي به انحطاط جامعه غرب دارد .اين انيميشن به روش روتوسكوپينگ ساخته شده است .در روش روتوسكوپينگ كه براي انيميشن كردن فيلم حركت زنده استفاده مي شود بعد از فيلمبرداري هر كادر فيلم توسط دست طراحي شده و به صورت انيميشن طراحي ميشود.ريچارد لينكليتر كه اين دومين فيلم اوست كه از روش روتوسكوپينگ استفاده كرده است (در سال 2001فيلمي با عنوان زندگي مواج با استفاده از اين روش ساخت)در اين فيلم از بازيگراني چون كيانو ريوز،رابرت داوني جونيور ،وودي هارلسون و وينونا رايدر استفاده كرده است و سپس با كمك طراحان صحنه هاي فيلم را به انيميشن تبديل كرده است .داستان فيلم درباره ي پليس مخفي معتادي به نام باب آركتور است كه ذهن اش توسط ماده ي دي خورده شده است .ماده ي دي يك ماده مخدر خيلي قوي است .همه افرادي كه در زندگي باب حضور دارند تحت مراقبت دائمي هستندوفيلم سعي ميكند دليل تحت نظر بودن اين افراد را بيان كند .فيلم يك كار خوب نيست ولي كارگردان سعي دارد تمام قابليت هاي ساخت فيلم با روش روتوسكوپي را بكار گيرد كه البته به جز در نمايش لباس مخصوص باب و توهمات او به كار رفته است در باقي موارد چندان كارآمد از كار درنيامده است.ميتوان فيلم يك اسكنر تاريك نگر را در آثار متوسط سينما قرارداد.

|+| نوشته شده توسط صالح کاظمی در یکشنبه دوازدهم آذر 1385  |
 

 پرچم های پدران ما                                   FLAGS OF OUR FATHERS

فيلم تازه ي كلينت ايستوود با موضوع جنگ جهاني دوم و به تهيه كنندگي استيون اسپيلبرگ.كلينت ايستوود كارگردان فيلم گفته است فيلم پرچم هاي پدران ما را صرفا بنا به تقاضاي استيون اسپيلبرگ ساخته وگرنه تمايلي براي ساخت آن نداشته است .فيلم درمورد فتح جزيره ي آيووجيمااز نيروهاي ژاپني و برافراشتن پرچم امريكا در اين جزيره است.در هنگام فتح جزيره در زمان جنگ جهاني عكاسي از بر افراشتن پرچم بر فراز جزيره عكسي انداخته كه شش سرباز را درحال برافراشتن پرچم نشان مي دهد .عكسي كه تبديل به نماد شجاعت در جامعه امريكاشد وداستان فيلم در مورد اتفاقاتي تلخ و غمگيني است كه براي اين شش سرباز مي افتد.اين عكس چنان در بين مردم امريكا شهرت پيدا ميكند كه دولت امريكا براي استفاده تبليغاتي از اين عكس براي جمع آوري كمك هاي مردمي از اين شش سرباز مي خواهد كه درتورهاي تبليغاتي شركت كنند .سه تن از اين افراد در ادامه جنگ كشته شده اند و فقط سه تن در قيد حيات بودند.يكي از اين سه تن به نام گاگنون تلاش مي كند از موقعيت خود استفاده كند .نفردوم به نام برادلي بي تفاوت و خنثي نسبت با اين مسئله برخورد ميكندو سرباز سوم به نام ايرا هيز كه يك بومي امريكاست واز تبعيض نژادي حاكم برامريكا رنج مي برد به يك الكلي تبديل شده و از جامعه دوري ميكند.اين فيلم به قهرمان پردازي پوچي كه دولت مردان امريكايي انجام دادند و پس از مدتي قهرمان هاي خود را به حال خود رها كردند مي پردازد .فيلم چه در به تصوير كشيدن صحنه هاي جنگ و چه در دنبال كردن زندگي سه سرباز باقي مانده از آن تاريخ موفق عمل ميكند.ايستوود اين فيلم را به جو روزنتال عكاس جزيره ي آيووجيما تقديم ميكندكه در هنگام ساخته شدن فيلم در گذشت.

منبع:مجله دنياي تصوير

|+| نوشته شده توسط صالح کاظمی در پنجشنبه دوم آذر 1385  |
 داگويلdogville

فيلم داگويل محصول سال2003 است و من اين فيلم رو هفته پيش ديدم واقعا فيلم زيبايي بود و حيفم اومد اون رو به شما معرفي نكنم هر چند كه ممكنه شما زود تر ازمن اين فيلم رو ديده باشيد.

اين فيلم اولين بار در جشنواره كن 2003 بر روي پرده رفت و نظرات زيادي را با توجه به فضاي خاص خود به خود جلب كرد .اين فيلم توسط لارس فون تريه ي دانماركي ساخته شده است داگويل قسمت اول از سه گانه اي است كه با نام آمريكا كه توسط فون تريه ساخته شده است و قسمت دوم آن نيز به نام ماندرلي در سال 2004 درجشنواره كن نمايش داده شده است و قسمت سوم آن آمريكا-سرزمين فرصتهاي طلايي است كه خبر دقيقي در مورد اون بدست نياوردم . هر سه فيلم با يك سبك و سياق قرار است به جوامع كوچك امريكا بپردازد.

داگويل فيلمي مبتني بر داستان و بازي بازيگران خود كه توانسته بايك داستان جذاب و بازي بازيگران بر جسته اي چون نيكول كيدمن به يك شاهكار تبديل شود .فضاي اين فيلم بصورتي است كه در مواجهه با آن تماشاگردچارشوك میشود فيلم در يك لوكيشن و در يك صحنه ي كه در آن صحنه را با خطوط گچي به يك شهر تبديل كرده اند وخطوط گچي حكم ديوارهاي خانه ها را بازي كرده ودر هر خانه براساس شخصيتها و مشاغل و اموراتشان چند وسيله قرار داده شده است وحتي سگي كه در فيلم وجود دارد نيز با گچ بر روي زمين كشيده شده و فقط در صحنه پاياني است كه وجه واقعي پيدامي كند .داستان فيلم در 9بخش ويك مقدمه توسط يك راوي روايت ميشود و با وجود زمان سه ساعته فيلم بيننده به دليل جذابيت داستان از ديدن آن خسته نمي شود.

فيلم در مورد دختري به نام گريس با بازي نيكول كيدمن است كه در هنگام فرار از دست گنگستر ها به يك شهر كوچك به نام داگويل پناه مي برد و در آنجا با مردي به نام تام اديسون آشنا ميشود و تام از مردم شهر ميخواد كه به دختر كمك كنند تا بتواند از دست گنگستر ها درامان باشد و پس از پايان مهلت دو هفته اي كه به او داده اند با شرط كاركردن گريس براي آنها او را در شهر ميپذيرند .با گذشت زمان و با ايجاد تنگا توسط جستجو كنندگان مردم شهر كارهاي بيشتري از او خواسته و كار به سواستفاده از او مي رسد و مردم كه در ابتدامهربان و خوب به نظربودند انحرافات و كج خلقي خود را نمايان ميسازند وتام كه به نظر عاشق اوست او را به گنگستر ها ميفروشد و با آمدن آنها و معلوم شدن اينكه رِيس آنها پدر گريس است آنها به سرنوشتي كه در پيش رو دارند پي ميبرند وپايان فيلم با يك انتقام وحشتناك به پايان ميرسد و گريس دستور به تير باران همه افراد شهرمي دهد .

- به گفته كارگردان ایده داستان فيلم در هنگامي كه ترانه جني دزد دريايي نوشته برتولد برشت  را از راديو گوش ميكرده به ذهنش رسیده است.

-ماندرلي قسمت دوم اين سه گانه در يك جامعه سياهپوست است كه در يكي از مناطق دور افتاده امريكا به نام ماندرلي زندگي ميكنند.

-در هنگام نمايش فيلم اعتراضاتي از طرف منتقدان امريكايي به اين كارگردان مبني بر عدم شناخت او از جامعه امريكا صورت گرفت.

-سايت فيلم: http://www.dogvillemovie.com/

|+| نوشته شده توسط صالح کاظمی در دوشنبه بیستم شهریور 1385  |
 
 
بالا