تبليغاتX
سینماسینماست
بهترین فیلم های ایرانی و خارجی
 فیلم هایی که باید ببینم
  تو این چند وقته آنقدر گرفتار بودم که نتونستم زیاد فیلم ببینم به همین خاطر می خوام لیستی از فیلم هایی که دوست دارم ببینم رو بنویسم:

فیلم های خارجی که دوست دارم ببینم عبارتند از :

Departed :آخرین ساخته مارتین اسکورسیزی و با بازی دی کاپریو .تعریف فیلم رو زیاد شنیدم یکی از امید های اسکار هم هست باید فیلم جذابی باشه.

بابلBabel: فیلمی ازالخاندرو گونزالس ایناریتو سازنده فیلم ۲۱ گرم .فیلم ۲۱ گرم رو از برنامه سینما چهار دیدم فیلم بسیار زیبا که در روایت دچار یک به هم ریختگی خود خواسته بود و بسیار برای من جذاب.میگن فیلم بابل رو هم تو مایه های ۲۱گرم ساخته و در این فیلم هم چهار داستان موازی و مرتبط با هم رو به همان سبک و سیاق روایت میکنه

چوپان خوب: ساخته ی رابرت دنیرو .میخوام ببینم رابرت دنیرو در کارگردانی هم مانند بازیگری موفقه یا نه.

آلمانی خوب : آخرین همکاری جرج کلونی و استیون سودربرگ که قراره بعد از فیلم سیزده یار اوشن از هم جدا بشن .

در مورد فیلم های ایرانی هم در اولین فرصت باید فیلم رویای خیس پوران درخشنده است که در حال اکرانه و همین طور زمستان است رفیع پیتز و ستاره است فریدون جیرانی .و فیلم هایی هم که قبلا اکران شده اند و نتونستم ببینم مثل به آهستگی و وقتی همه خواب بودند با بازی محمدرضا فروتن  تقاطع و همچنین باغ های کندلوس ایرج کریمی.

فیلمهای جشنواره ای که البته با توجه به اینکه قادر به شرکت در جشنواره نیستم این فیلم هارو باید در وقت اکرانشون ببینم: 

اتوبوس شب:فیلم جدید کیومرث پور احمد با بازی محمدرضا فروتن که امیدوارم کار خوبی از کار در آمده باشه .همکاری قبلی این دو تبدیل به یکی از دوستداشتنی ترین فیلم های ایرانی مورد علاقه من یعنی شب یلدا شد.

سنتوری: آخرین ساخته استاد مهرجویی با بازی بهرام رادان که گفته میشه بسیار خوب از کار دراومده و میشه به صدای محسن چاووشی در این کار هم اشاره کرد .

رئیس: مسعود کیمیایی .

خون بازی : رخشان بنی اعتماد.

پارک وی : فریدون جیرانی.

اخراجی ها: اولین اثر بلند سینمایی مسعود ده نمکی کارگردان مستند ساز که با زمینه دفاع مقدس و با مایه طنز و با بازی بازیگرانی چون اکبر عبدی محمد رضا شریفی نیا  امین حیایی و کامبیز دیر باز ساخته شده و باید کار زیبایی از کار دراومده باشه

و البته باید گفت این چند تا از همه شاخص ترندو در اولویت وگرنه من که هر چی فیلم ببینم بازم کمه .

* یکی از دوستان(سینما ۱۱۶) وبلاگش رو حذف کرده امیدوارم از نوشتن خسته نشده باشه و در هر حال هر جا که هست موفق باشه  و اگر وبلاگ جدیدی راه انداخت به ما خبر بده.

 

 

|+| نوشته شده توسط صالح کاظمی در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385  |
 عید غدیر مبارک
 

آنان که علی را خدا پندارند

                    

                  کفرش به کنار، عجب خدایی دارند.

 

|+| نوشته شده توسط صالح کاظمی در یکشنبه هفدهم دی 1385  |
 بازي يلدا

بايد شروع كنم ،بازي يلدا رو ميگم كه توسط دوست خوبم الهام به اون دعوت شدم.يك مهماني مجازي كه توش هركدام از دوستان بايد به پنج چيز اعتراف كنند و اين اعترافات برميگرده به يك چيز ،صداقت...

براي اطلاعات بيشتر ميتونيد به وبلاگ رضا وليزاده مراجعه كنيد

خوب مثل اينكه بايد پنج نفر از دوستانم رو به اين بازي دعوت كنم و ميخوام همين جا اولين اعترافم رو بكنم و اونم اينه كه من دوستان چندان زيادي ندارم به همين دليل براي اين كار از دوستان وبلاگ نويسم كه به وبلاگها شون سر ميزنم استفاده ميكنم:

مريم ،فاطي، محمود،سرپيكوو مجتبي

وحالارسيدم به قسمت سخت بازي يعني اعتراف:

1-ميخوام براي شروع از دوران مدرسه شروع كنم، من براي درس نخوندن زياد از مادرم كتك خوردم بگذاريد يه خاطره از كلاس اول دبستانم براتون تعريف كنم ،يه روز از روزاي خوب سال 69يا 70 من بدون آمادگي قبلي به كلاس رفتم و معلم كلاس اولمون ازما ديكته كلاسي گرفت ،واي كه چه حالي داشتيم وقتي ديكته كلاسي قرار بود گرفته بشه كيف هاروميز وبين همكلاسي ها قرارميگرفت تا ازروي هم تقلب نكنند،يادش بخير،داشتم ميگفتم ديكته گرفته شد و همون موقع خانم فاني ، معلم كلاس اولم (هرجا هست خدا حفظش كنه)،شروع كرد به تصحيح ديكته ها و من هم دچار اضطراب شده بودم تا اينكه نمرات اعلام شد من شده بودم 8 و اين چيزي بود كه من رو براي يك كتك مفصل آماده ميكرد و همين باعث شد كه من در كلاس شروع به گريه كنم خانم فاني كه متعجب شده بود اومد و گفت چي شده؟و من با گريه تعريف كردم كه اگر اين نمره رو به مادرم نشون بدم تنبيه خواهم شد وبا صحبت خانم فاني با مادرم اون دفعه از كتك رها شدم؛

2-اعتراف ميكنم كه يكي از آرزوهاي محالم این بوده كه ميتونستم شكوه ايران رو تو دوره هخامنشيان ببينم نميدونم رمان هاي آريان نژاد رو خوندين يا نه ولي هميشه دوست داشتم در يكي از اون دوران با عظمت زندگي ميكردم؛

3-اعتراف ميكنم با وجود24 سال سن احساس بزرگ شدن نمي كنم وهنوز هم كودكي درونم پررنگه ودارم با اميال كودكيم زندگي ميكنم.

4-اعتراف ميكنم كه چندان از بودن در اين دنيا راضي نيستم ...نه اينكه از دنيا و ديگران ناراضي باشم من از خودم بيزارم...

5-اعتراف ميكنم كه با وجود خانواده و تعداد معدودي دوست خيلي زياد احساس تنهايي ميكنم.

|+| نوشته شده توسط صالح کاظمی در یکشنبه دهم دی 1385  |
 

نوستالژي هاي كودكانه

 

امروز مثل همه شنبه ها كه مجله همشهري جوان رو مي خريدم از دكه روزنامه فروشي شماره ي اين هفته رو گرفتم.شماره اين هفته خيلي با شماره هاي پيشين فرق داشت .در اين شماره يك كار بسيار زيبا كرده بودند ،نوشتن از چيزهايي كه شايد نيمي از ايام كودكي ما با آنها گذشت.كارتون هايي كه در زمان كودكي با اشتياق بسيار ميديديم و خودمون رو جاي شخصيت هاي آنها قرار ميداديم.ديدن تصاويرو مطالبي درمورد اين كارتون ها خيلي من رو تحت تاثير قرار داد.نميدونم شما هم تيتراژ ابتدايي برنامه كودك شبكه اول رو يادتونه همون كه با آمدن يك پسر بچه با آهنگ بگ بگ شروع ميشد ومن چه لذتي ميبردم وقتي اون رو از تلويزيون14اينچ سياه سفيدخونه مون مي ديدم ،همون موقعي كه تلويزيون دوتا شبكه داشت كه از ساعت 4 بعد از ظهر شروع به كارميكردند .وقتي در مجله با مطالبي روبرو شدم كه درمورد اسب تك شاخ ، بل وسباستين ، پسرشجاع و خانواده دكتر ارنست كه چقدر در كودكي دوست داشتم توي كلبه دكتر ارنست تو اون جزيره زندگي كنم ، سفرهاي گاليور ،آقاي سكسكه ،وقتي بابا كوچك بود،نيك ونيكي،سند باد ،رامكال ،انريكو ،حنا دختري در مزرعه،هاچ زنبور عسل ،لي لي پوتي ها،چوبين و خيلي از كارتون هايي كه كودكيم با آنها گذشت و وقتي مطالب اين شماره مجله رو ميخوندم هر خطش من رو ياد دوران خوب كودكي مي انداخت .درآن زمان كه دروغ گفتن رو ياد نگرفته بوديم ،هنوز نمي دونستيم چطور ميشه با چند چهره زندگي كرد وهنوز تك چهره بوديم ،حرف بزرگترها رو گوش ميكرديم و ازشون حرف شنوي داشتيم .به ياد زماني افتادم كه من در دوره ابتدايي بودم و هميشه به خاطر ديدن كارتون و ننوشتن مشق از مادرم كتك ميخوردم.من هنوز هم قسمتي از كودكي درونم رو همراه خود نگه داشتم و نميخوام اون رو از بين ببرم .هنوز از ديدن يك كارتون خوب ذوق زده ميشم وهنوز به دنبال تهيه انيميشن هاي جديد ميرم .ويكي از دلايل اصلي اين علاقه فرق داشتن دنياي درون انيميشن ها با دنياي بيرونه.در دنياي نه چندان زيباي امروزي ديدن يك كارتون من رو حداقل به اندازه ي طول زماني آن ازاين دنيا دور ميكنه.اگه شما هم علاقه مند به كارتون هاي زمان كودكي تون هستيد بهتون پيشنهاد ميكنم اين شماره ي مجله همشهري جوان رو تهيه كنين .

|+| نوشته شده توسط صالح کاظمی در یکشنبه نوزدهم آذر 1385  |
 
 
بالا